فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
358
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مطالب سيّدزاده را بر حسب دلخواه آماده فرموده به اتمام سوابق و لواحق و [ به ] خلعت و انعام لايق ، فايق شد و متوالى ورود مشار اليه رسول سلطان محسن مشعشع وارد شد ؛ در ضمن ضراعت نامه معروض داشته كه شقاق فرزندم به وفاق مبدّل شد و زلال حقوق غبار عقوق را تسكين داد و به حقّ المصالحه ولايت دزفول اضافت خورش او نموده شد . آنچه فرزند او در باب مخاصمت و جدال معروض داشته باشد ، ساحت عطوفت محسنى از آن مبرّا و همچو داستان [ حمزه ] از حليهء اعتبار معرّا خواهد بود . اگر از بندگان درگاه به دستور رجوع به خدمت والدين يابد ، لطف شامل ، جميع شمل اين جماعت را كافل شده باشد . حضرت اعلى « 1 » به فراست دولت دريافت كه آن پير مكار مىخواهد كه آن جوان كامكار [ را ] با فرزند در دام نكال خويش درآورد و از ايشان به انتقام افعال غير مرضيّه دمار برآورد . امر عالى شد كه در جواب مكتوب نويسند كه چون سيّد زاده روى التجا به درگاه عالم پناه ما نهاده ، لطف عميم مقتضى آن است كه به عين تكريم و تعظيم ملحوظ گردد و از موايد فوايد و مواد عوايد ، به نوالهء لايق محظوظ « 2 » شود ، بايد كه امير محسن از تعرّض بلاد سيّد حسن خود را مصون دارد و الّا موجب نكالى كه عبرت اولى الابصار باشد ، ( 191 - ر ) خواهد شد . بدين موجب فرستادهء او را روانه گردانيد . و از مبشّرات اين سال « 3 » ، طلوع درّى سعادت از افق اقبال و ظهور درّ سيادت در اوج جلال بود - و اللّه [ هو الولىّ ] المعبود .
--> ( 1 ) . K : اعلا . ( 2 ) . F : ملحوظ . ( 3 ) . F : سال + سال